امروز جشن تکرار تو بود
روز میلاد تو بود
روز پیوند تو با تقویم ورق خورده میز
روز تکرار هوس بازی این انسان بود
روز میلاد تو بود
وحیده
نگارنده :
وحیده پوراحد - ساعت ۸:٤٤ ق.ظ روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
این همه ستاره از برای کیست
آسمان بی ستاره را عشق است

وحیده
سیگار و شعر را می بلعم
به یاد آن روز که عشق را بالا می آوردم

وحیده
چه یک رنگ شدی
دلت را همرنگ چشمانت کردی
هر دو سیاه

وحیده
از دل تنگ خودم می گویم
که چنین غمگینم
و تو آنقدر ز من دوری که نگو
وحیده
گله ای دیگر ندارم
رسوای عالم شده ای
رد عبورت را همه در چشمانم دیدند

وحیده
امشب اندوهم را به رخ آسمان خواهم کشید
آی ماه!
مشتری داری؟

وحیده
چه تلخ شده ای
مثل قهوه بدون شکر
ولی به همان اندازه دل انگیز

وحیده
میدانستی من عاشق نیستم
آری ...
چون می نویسم
عاشق همیشه سکوت می کند.

وحیده
آمدم خاک در یارم را
ببرم روز ازل
تا بسازند مرا
بار دگر

وحیده